▀رُخـــــو▄

+بسم الله الرحمن الرحیم+

▀رُخـــــو▄

+بسم الله الرحمن الرحیم+

▀رُخـــــو▄

او گفت :"بیایید نزدیک لبه"
انها گفتند:"ما میترسیم"
او گفت:"بیایید نزدیک لبه"
انها امدند...
و او انها را هل داد...
و انها پرواز کردند...

آذر ...

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۰۴ ب.ظ

واقعا کی آذر شد ؟؟ هر روز فک میکنم سخت میگذره ، دیر میگذره !

اما بعد ترش که میرم تقویم رو میبینم یهو دلم میگیره ...

از ماه های رفته :(

از مهر چی یادمه ؟ اومم شاید عاشورا تاسوعا که تعطیلی زیاد بود زود برگشتیم خونه!

از آبان ؟ امتحان حذفی دارو که شدیدا خراب کردم و جواب همه ی سوال ها رو

نه تنها بعد امتحان بلکه تا اخر عمرم میدونم ! فقط سر امتحان تمرکز نداشتم

مثلا برای تعریف فارماکودینامیک تعریف فارماکولوژی رو نوشتم !!!!

خدا رحم کنه ):

دیگهههه تولد شهربانو ۳۰آبان بود (۲۹*) که خوش گذشت 😊



دیشب هم رفتیم ش— -د 


و بعدش رفتیم یه کافی شاپ منچ بازی کردیم که

بازنده باید حساب میکرد ، اخرین نفرها شهربانو و مریم بودن اما وقتی

مریم حواسش نبود شهربانو دوتا از مهره هاشو اورد داخل 😂😂

بیچاره مریم فک کرد باخت 🤓 البته یکی دیگه حساب کرد .

سه تاشون میخواستن من اخر بشم 😝 مهره های همو نمیزدن 😕

ولی اول شدم 😂😂♥️


# اینا رو اینجوری گفتم که بگم خیلی هم بد نیست اوضاع ولی

دائم یه حسی درونت هست که میگه تموم شه دیگه !!

حالا مطمئنا وارد مرحله ی دیگه جایی دیگه سالهای دیگه

بازم این حس لعنتی هست :)

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۰۳
Ftm 25

نظرات  (۱)

همین که حال دلت خوبه، عالیه فاطمه ی عزیزم 😊
پاسخ:
فدات

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی